امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم !
دسته بندی : دلنوشته ( متن ) ,

از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بی زاریم

نه طاقت خاموشی نه تاب سخن داریم

آوار پریشانی ست رو سوی چه بگریزیم؟!

هنگامه ی حیرانی ست خود را به که بسپاریم؟

تشویش هزار “آیا” وسواس هزار “اما”

کوریم و نمی بینیم ور نه همه بیماریم

دوران شکوه باغ از خاطرمان رفته ست

امروز که صف در صف خشکیده و بی باریم

دردا که هدر دادیم آن ذات گرامی را

تیغیم و نمی بریم ابریم و نمی باریم

ما خویش ندانستیم بیداریمان از خواب

گفتند که بیداریم گفتیم که بیداریم

من راه تو را بسته تو راه مرا بسته

امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم !

حسین منزوی


   




برچسب ها : شعر , امید , بیداری ,

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات